کاش یک مادر رهبر بود...

21 بهمن 1398

#لحظه‌_ای_اندیشه

كاش یک مادر رهبر بود.

ای کاش یک قانونی وجود داشت که در همه ی دنیا مادرها رهبر باشند!

چون مادرها حواسشان به همه‌چیز هست.
به بچه‌ها،
بزرگ‌ترها،
كوچك ترها
مهمان‌ها،
همسایه‌ها،
رسم و رسوم، عیدها، عیدی‌ها،
ماهیانه‌ی رفتگر،
حتی دخل و خرج تا اخر ماه!

ای کاش یک قانونی وجود داشت
که در کل دنیا مادرها رهبر شوند...
مادرها که رهبر باشند،
آب در دل کسی تکان نمیخورد!
مادرها نمی‌گذارند
دلی بگیرد...
اگر بگیرد هم نازکِشی میکنند
که زود رفع و رجوع شود!
مادرها، از سهم خودشان می‌گذرند،
که کسی گرسنه نماند، گرسنه نخوابد.
مادرها مثل نخ تسبیحند.
همه را به هم وصل میکنند.
خوابشان از همه دیرتر است،
بیداریشان از همه زودتر.
مادرها از دعوا، خون و جنگ از مرگ بیزارند...

اگر یک قانونی بود
که مادرها در کل دنیا رهبر بودند،
نمیگذاشتند خون از دماغ کسی بیاید...
بالاخر مادر میفهمد داغ چیست؟
بچه ای یتیم شود یعنی چه؟
کشته شود یعنی چه؟

رهبرها که مادر باشند،
پولی کنار می‌گذارند،
برای جهیزیه‌ی دخترها
دامادی پسرها،
نو کردن اثاث و پرده‌ها.
نمی‌گذارند حیف شود
و برود پای هله‌هوله؟ تیر و ترقه؟

مادرها دنبال خوبی هستند...
دنبال پاکی...شادی...
مصاحبه های خبریشان برای امر خیر است
قراری اگر بگذارد برای امر خیر است.
بندی اگر ببندد برای رخت‌هاست.
آتشی به‌پا کند برای آش است.
نه جنگ!
آشی بپزد بهانه است
برای دورهمی.
چیزی ببافند از فکر بلندشان است.
برای روزهای سرد.

از رهبری مادرهاست که
گلدان‌ها شادابند،
شیشه‌ها براق،
خانه بوی زندگی می‌دهد.
نه بوي دعوا
همه چیز سر جای خودش است...

اگر قانون دنیا این بود که مادرها رهبر باشند،
کل دنیاگل دار میشد
قانونها عوض میشد
میشد از ایالت همسایه زردچوبه قرض گرفت
تعارفی برای کشور بغلی کوفته میبردند
به هم دلداری میدادند
پیراهن های رنگی تابستانه میبردند
تا فلان قاره از عزا دربیاید
زنگ میزدند به فلان خِطّه که ببینند چرا چند روز است صدای بچه هایشان نمی آید؟
دنیا پر از قابهای عکس بود
پر از عطر شمعدانی
قهرشان قهر نبود
آشتی شان همیشگی بود

اگه مادرها درهمه جا
همه کاره بودند
دنیا چقدر زيبا بود..

بنگر به دیگران

21 بهمن 1398

#لحظه‌_ای_اندیشه

وقتی که صبحانه را آماده می کنی، به دیگران فکر کن
یادت نرود به پرنده ها غذا بدهی.

وقتی که می جنگی به دیگران فکر کن
یادت نرود مردمی را که صلح می خواهند.

وقتی که قبض آب را می پردازی به دیگران فکر کن
به آنها که فقط از ابرها می نوشند.

وقتی که به خانه می آیی – به خانه ات – به دیگران فکر کن
یادت نرود مردمی را که در چادرها پناه گرفته اند.

وقتی که می خوابی و ستاره می شماری به دیگران فکر کن
به آنها که بستری برای خواب و رؤیا ندارند.

وقتی که با استعاره ها رها می شوی به دیگران فکر کن
به آنها که حق بیانشان به یغما رفته است.

وقتی که به دیگران در دوردست ها فکر می کنی به خودت فکر کن
بگو: ای کاش بتوانم شمعی باشم در ظلمات.


#محمود_درويش‎

نخستین راهپیمایی زنانه فضایی !

نخستین راهپیمایی زنانه فضایی !

09 بهمن 1398

دو فضانورد زن در اقدامی تاریخی برای اولین بار به تنهایی دست به راهپیمایی فضایی زدند. کریستینا کوچ و جسیکا میر پس از خروج از ایستگاه فضایی بین المللی در یک راهپیمایی فضایی باید باتری های لیتیوم -یون ایستگاه فضایی را جایگزین کنند.

گفته شده که راهپیمایی این دو حدود پنج ساعت و نیم طول خواهد کشید. از سال ۱۹۶۵ که اولین راهپیمایی فضایی انجام شد، تاکنون بیش از دویست نفر دست به این کار زده اند که از میان این عده تنها ۱۴ نفر زن بودند. اما همیشه فضانوردان مرد این زنان را همراهی می کردند.

قرار بود این راهپیمایی فضایی که برای اولین بار تنها با حضور فضانوردان زن انجام می شود، در ماه مارس انجام شود. اما ناسا مجبور شد این ماموریت را به تعویق بیندازد، به این دلیل که دریافت که لباس فضانوردی با سایز مناسب برای دو فضانورد زن وجود ندارد.

ریشه خوشبختی

21 بهمن 1398

خوشبختی از بودن میاد نه از داشتن؛ از تقدیر و قدردانی بابت هرآنچه که الان داری، نه عجله برای به دست آوردن چیزایی که نداری. گاهی اوقات نداشتن بعضی از چیزها می‌تونه ریشه خوشبختی ما باشه، چون همین چیزها هستن که باعث میشن دیگران تکمیل‌کننده‌ای برای ما باشن. اگه ما کامل بودیم و همه‌چیز داشتیم چطور می‌تونستیم باهم ارتباط برقرار کنیم؟!

بازگشت شازده پسر/آلخاندرو گیلرمو روئمرز